نگاهی گذرا به واژه «عشق» در اشعار حضرت امام خمینی (ره)

نگاهی گذرا به واژه «عشق» در اشعار حضرت امام خمینی (ره)

 

 

آيا تا به حال اتفاق افتاده به بهانه مشق و درس ، با واژه عشق و مشتقاتش دمخور شده باشي و رفيق. تا به همذات پنداري با «بايزيد» دچار شوي که:
«به صحرا شدم عشق باريده بود و زمين تر شده ، چنان که پاي به برف فرو شود به عشق فرو مي شد». آيا تا به حال از خودت پرسيده اي در «عشق » کدام حس نجيب پنهان است که مولاناي بزرگ هم در مقامش به رقص مي افتد و چرخ زنان مي خواند:

مرده بدم زنده شدم / گريه بدم خنده شدم / دولت عشق آمد و من / دولت پاينده شدم

هيچ وقت به دنبال پاسخ اين پرسش بوده اي که روح کدام قداست بر کالبد حضرت «عشق» دميده شده که همه عرفاي ما معترفند: «عاشقي کردن اصالتا کاري خدايي است و زاهدي کردن کاري بشري و حضرت خداوند عشق مي ورزد اما زهد نمي ورزد.» يعني عشق خصلتي خداگونه است نه انساني پس انساني که عاشق مي شود به خدا نزديکتر است تا بنده اي که زاهد است. اگر به دنبال پاسخ به سوالات فراواني از اين دست باشي و سر از ديوان حضرت امام در آوري ديوان اشعاري که لبريز از زيبايي است. آنجاست که خواهي ديد حضرت ايشان هم دچار مقام عشقند و چقدر زيبا مرحله عشق را عبور کرده اند.به همان زيبايي که مولانا رفته است و حافظ، به همان شکوهي که حلاج گذرانده است و عين القضاه ، به همان زلالي که عطار طي کرده است و سنايي و....
در اين نوشته که حاصل گذري اجمالي بر سروده هاي آن عزيز سفر کرده است به ويژگي هاي عشق از منظر ايشان پرداخته شده است اگر چه عشق در گفت و شنيد نمي گنجد و با زبان عقل بيان نمي گردد که:

عقل از مرتبه عشق ندارد خبري /چون از اين مرحله دور است خياباني چند

نامقي در کتاب انس تائبين در تعريف عشق مي گويد: «مي دان که عشق را از «عشقه» گرفته اند و «عشقه» گياهي است که کس نبيند از کجا برآيد و کي برآيد. آن وقت ببيند که بر سر درخت رسيده باشد و درخت را به صفت خويش گردانيده ، هر چند کوشي تا از درخت ، آن را باز کني و بسيار رنج برگيري و باز کردن نتواني ، اگر يک ذره از آن بر درخت بماند همه درخت را فرا گيرد، سرماي زمستان آن را خشک تواند کرد و بس اما چندان باشد که گرماي تابستان باز پيدا آيد و با درخت از دو کار يکي بکند:
يا درخت را خشک کند و از بين ببرد
ويا داغ خويش بروي نهد که هرگز از داغ وي خالي نباشد.
عشق را از اين عشقه گرفته اند و عشقه اين است که بر هر چه آويزد او را از صفت خويش بگرداند. افلاطون که رساله هاي مستقلي درباره عشق دارد و تاثير زيادي بر آرا و افکار فلاسفه و متفکران پس از خود دارد در کتاب خود از زبان آگاتون به توصيف عشق مي پردازد که خلاصه آن چنين است. خداي عشق فرخنده ترين خدايان است. چه او زيباترين و بهترين آنهاست و جوانترين خدايان است و نشان جواني او، آن است که هميشه ما را زودتر از آنگاه که منتظريم ، غافلگير مي کند. بر خداي عشق نمي توان دست يافت وعشق را با پيري دشمني است ، عشق جوان است و نازک طبع ، دليل لطافت آن ، اين که قدم بر زمين سخت نمي گذارد و بر دل مردمان سنگدل وارد نمي شود. جايي که لطيف است گذرگاه اوست و آنجاست که عشق منزل مي کند. اندامش موزون است و در رفتار کرشمه اي خاص دارد.
حرکات و سکنات ناموزون با عشق سازش ندارد. جاي او در ميان گل و عطر است. بزرگترين فضيلت عشق ، آن است که به کسي از آدميان بد نمي کند و از کسي هم تحمل بدي نمي کند، عشق دادگستر است و اعتدال آن تسلط بر ميل و هولهاست. در دلاويزي نيز عشق سرآمد است. عشق شاعر است و در همه هنرهاي زيبا، استاد است. زيرا کسي که خود چيزي ندارد، نمي تواند آن را به ديگران دهد. هنرمندان از عشق بلندآوازه شده اند. آن که دستش به عشق رسيد، در تاريکي راه نمي رود.
عشق سينه مردمان را از کينه تهي مي کند و به محبت مي آميزد آنجا که او فرمانرواست. ادب هست و بي آدبي نيست.مهر هست و کين نيست مايه بهت خردمندان است. آنها که از او بي بهره اند، به جانش طالبند و کساني که از او بهره دارند چون جانش گرامي مي دارند. و بالاخره آن که خواجه عبدالله انصاري در اين باره مي گويد: عشق آتش سوزان است و بحر بي کران ، هم جان است وهم جان را جانان قصد بي پايان است و درد بي درمان ، عقل در ادراک وي خيران است و دل از دريافت آن ناتوان.
نهان کننده عيان است و عيان کننده نهان. روح روح است و فتوح فتوح ، هم آتش است و هم آب ، هم ظلمت است و هم آفتاب ، عشق درد نيست.
ليکن به درد آورد. چنان که علت حيات است ، همچنان مسبب ممات است ، هر چند مايه راحت است ، پيرايه آفت است ، محنت محب را سوزد نه محبوب را و عشق طالب را سوزد، نه مطلوب را. بسياري از متفکرين عشق را غيرقابل تعريف مي دانند که از آن جمله مي توان به علامه محمدتقي جعفري ، عبدالعلي دستغيب ، ابن داوود اصفهاني و بالاخره جلال ستاري اشاره کرد که اين آخري مي گويد: ذات عشق ، البته تعريف پذير نيست و پندار علم و هندسه وهم و فيلسوفي خيال و جاسوسي حواس بدان راه نمي برند که «عشق آمدني بود نه آموختني.»

 

برای مشاهده ادامه مقاله به ادامه مطلب بروید...

 


ادامه نوشته

عوامل موثر در تربيت كودك از منظر امام خمینی(ره)

عوامل موثر در تربيت كودك از منظر امام خمینی(ره)

۱. وراثت

از مهمتـرين عاملها وراثت است. ازايـن رو است كه حضـرت امام بـر مراقبتهاى ويژه قبل از تـولد كـودك و حتـى از زمانـى كه زوجيـن تصميـم به ازدواج مـى گيرند, تإكيد فراوانى كرده اند. زن و مردى كه همشإن باشند و تفاهـم اخلاقـى داشته باشنـد, مـى تـواننـد در محيطـى بهتـر و آمـاده تـر به پـرورش انسـان بپـردازند. حضرت امام, اسلام را دين انسان پرور مى دانند و از دستـورهاى ايـن دين آسمانـى در باره وظايف والديـن قبل از ازدواج و اينكه مكتب انسان ساز اسلام در باره انتخاب همسـر و اخلاق همسـران و خانـواده آنها داراى دستـور و برنامه است, سخـن به ميان مىآورند و از زن و مرد به عنـوان مبدإ پيدايـش يك انسان ياد مى كنند. همه اينها مبين ايـن امر مهم است كه شالوده شخصيت كودك قبل از تشكيل نطفه بنـا مـى شـود و در مـراحل بعدى به تكـامل مـى رسـد.
از ايـن رو است كه مال حلال يا حـرام در دخل و خـرج زنـدگـانـى و چگـونگـى افكار و اعتقادات, فقط بـراى ثـواب يا عذاب فردى مطرح نمى شـود, بلكه تإثير مستقيمـى در شكل گيـرى و رشـد شخصيت كـودك دارد. حساسيت و اهتمام حضرت امام را به ايـن امر, در جريان خواستگارى و ازدواج آن بزرگوار مى تـوان يافت. ايشان با دقت تمام و گزينشى صحيح, نه بر پايه احساسات و عواطف زودگذر و نه بـر اساس تعصبات قـومى و فاميلى, بلكه با ذهنيتـى عقلانى و منطقى همسر خـويـش را بـرمـى گزيننـد.(4) در اينجا اشاره اى به بيانات گـوهربار آن پير فرزانه مى كنيم:
((شما ملاحظه كنيد در عالـم يك همچـو مكتبى پيدا مى كنيد كه براى درست كـردن يك انسـان از قبل از اينكه پـدر و مــــادرش ازدواج بكنند, فعاليت كند, دستـور بدهد؟ تمام مكاتبى كه در عالـم هست, به ايـن آدمى كه حالا دارد راه مـى رود او به رشد رسيده, با آنها كار دارد. اسلام قبل از اينكه ازدواج بشـود بيـن دو نفـر, به او مى گويد: چه جور آدمى انتخاب كـن; به او مى گويد: چه جـور شـوهرى انتخاب كـن چه جورش را آنجا مى گويد. چرا؟ براى اينكه ايـن شوهر و زن مبدإ يك فرد است يا فردها. اسلام مى خـواهد ايـن فرد را كه به جامعه مى خـواهد تحويل بدهد, صالح تحـويل بدهد. قبل از اينكه اينها ازدواج كننـد, زن چه جور بايد باشـد, شـوهر چه جـور بايد باشد, اخلاقـش چه باشـد, اعمالـش چه باشـد, او اخلاقـش چه باشـد, اعمـالـش, در چه خـانـواده اى تـربيت شـده بـاشـد.))(5)
امـام در جـاى ديگـر مستقيمـا به اصل وراثت تـوجه دارنـــــد و مى فرمايند:
((اگر پدر و مادر يكى از طرفشان مثلا اخلاقـش فاسد باشد, اعمالـش اعمال غير انسانى باشد, ايـن بچه هايى كه پيدا مى شـود, به واسطه وراثتـى كه هست, در كار اينها همه بـراو تـإثيـر دارنـد.))(6)

 

 

۲. خانواده و مادر

منش و روش اطرافيان به خصوص والديـن, حال و هواى محيط و ارزشها و ضد ارزشهايى كه كـودك در اطراف خـود مـى بيند, مانند برگه هايى از كتاب زنـدگانـى است كه او با آن آشنا مـى شـود و از آن الگـو مـى پذيرد, تا مانند آن را انجام دهد. به تعبيرى اوليـن مدرسه و محل تربيت كودك دامـن مادر و آغوش پدر است. ذهـن كـودك از تمام گفته ها و رفتارهاى والديـن و اطرافيان تصوير برمى دارد و ديده ها و شنيده هاى دوران كـودكى برنامه زندگانى فرداى او خـواهد بـود. گاهـى طفل از ديدن يك كار درست يا نادرست, يا از شنيدن يك سخـن روا يا ناروا متإثر مى گردد و در روانـش ريشه مـى دواند و آن را تا پايان عمر فراموش نمى كند و نتايج خـوب و بد آن در تمام طـول زندگى به گـونه هاى مختلف آشكار مى شـود و گاهى آن رفتار و كردار مسير زندگى كـودك را عوض مى كند. لذا حضرت امام خطاب به پدران و مادران و مربيان مى فرمايند:
((شمـاها در تحصيل كـوشـش كنيـد كه بـراى فضايل اخلاقـى, فضـايل اعمالـى مجهز شـويـد. شما براى آتيه مملكت ما جـوانان نيرومنـد تربيت كنيد. دامان شما يك مـدرسه اى است كه در آن بايـد جـوانان بزرگ تـربيت بشـود. شما فضـايل تحصيل كنيـد تـا كـودكان شما در دامان شما به فضيلت برسند.))(7)
حضـور شخصى و معنوى مادر در خانـواده, از عوامل تإثيرگذار در تـربيت است. حضـرت امام دامان مادران را مـدرسه اى مـى داننـد كه بايد در آن جـوانان بزرگ تربيت شـونـد. و بر حضـور شخصـى زن در خانه براى اعمال تربيت صحيح تإكيـد دارنـد. و با همه اهتمامـى كه به قضيه دارنـد, مخـالف حضـور اجتماعى مادران نيستنـد, امـا اصـرار دارنـد فـرزنـدان در دامان مـادران خـود تـربيت شـونـد. اثرگذارى برخـوردها و رفتارهاى مادر, در انتقال فرهنگـى صحيح و شايسته به كودك شايان توجه است:
((آن قـدرى كه بچه از مادر چيز مى شنـود, از پـدر نمـى شنـود. آن قـدرى كه اخلاق مـادر در بچه كـوچك نـورس تـإثيـر دارد و به او منتقل مـى شـود, از ديگـران عملـى نيست. مـادرهـا مبـدإ خيـرات هستند.))(8)
و در بخشى ديگر مى فرمايند:
((در دامـن مادر, بچه ها بهتر تربيت مى شوند, تا در پيش استادان. علاقه اى كه بچه به مادر دارد, به هيچ كـس ندارد و آن چيزى كه در بچگـى از مادر مى شنـود, در قلبـش نقـش مى بندد و تا آخر همراهـش است. مادرها بـايـد تـوجه به ايـن معنا كننـد كه بچه ها را خـوب تربيت كنند; پاك تربيت كنند.
دامنهايشـان يك مـدرسه علمـى و ايمـانـى بـاشــد.))(9)
در خـاطـره اى خـانـم فـاطمه طبـاطبـايـى بيـان مـى كند:
((حضرت امام به تربيت كـودكان خيلـى اهميت مى دادند. گاهى ما به شـوخـى مى گفتيـم: چرا زن بايد هميشه در خانه بماند؟ مـى گفتنـد: خانه را دست كم نگيريد. تربيت بچه ها كـم نيست. اگر كسى بتـواند يك نفر را تربيت كند, خدمت بزرگى به جامعه كرده است.)) و خانـم عاطفه اشراقى, نوه حضرت امام, بيان مى كند: ((مـن در كـودكى پدر خـود را از دست داده ام و خاطره زيادى از ايشان در ذهـن نـدارم, اما امام هميشه به مادرم تـوصيه مى كردند كه بهتريـن عبادت براى مادر نگهدارى از فرزنـدان و تـربيت آنان است. چنان كه مادرم در اوايل انقلاب خـواسته بـودند كه در كارهاى اجتماعى شـركت كننـد, ولـى به دليل كـوچك بـودن بچه ها امام از ايشان خـواستنـد كه به تربيت فرزندان بپردازند.))

 

پايبندي به آرمانها و وصاياي امام خميني (ره)

پايبندي به آرمانها و وصاياي امام خميني (ره) ضامن تداوم انقلاب اسلامي است...

وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح بمناسبت 14 خرداد بيست و دومين سالگرد ارتحال معمار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني و 15 خرداد سالروز آغاز نهضت خميني كبير(ره)  با انتشار بيانيه‌اي، بر ضرورت پايبندي به آرمانهاي و اجراي دقيق وصاياي حضرت امام خميني (ره) بعنوان رمز بقا و پايداري انقلاب اسلامي تاكيد كرد.
به گزارش اداره كل تبليغات دفاعي وزارت دفاع، در بيانيه وزارت دفاع، از مجموعه سخنرانيها، پيامها، مصاحبه‌ها، نامه‌ها، تاليفات و كتب حضرت امام خميني (ره) بعنوان منشور جامعي براي موفقيت بشريت بويژه مسلمانان در جهاد اكبر و جهاد اصغر ياد شده و تصريح گرديد.
امام خميني عالم و عارف عاملي بود كه با توكل به خدا سرنوشت ملت ايران را تغيير و آنان را در مسير صلاح و رستگاري قرار داد.
در اين بيانيه با اشاره به اينكه حضرت امام خميني (ره) علاوه بر اينكه رهبري شجاع ، حكيم، عالم، عارف، آگاه به زمان و مدير و مدبر بود، فرماندهي مقتدر و توانا در هدايت و فرماندهي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران و دفاع مقدس بود كه روح عزت، خودباوري، خوداتكايي، دفاع همه‌جانبه، مقاومت تا مرز شهادت را با دم مسيحايي خود در جان و ضمير فرزندان برومند خود در نيروهاي مسلح دميد؛ كه آثار و بركات آن در مقاطع گوناگون انقلاب اسلامي بويژه حماسه جاويد دفاع مقدس بطور تمام و كمال شاهد بوده و هستيم.
در ادامه بيانيه آمده است: امسال در شرايطي در سوگ آن مصلح بزرگ قرن و پدر مهربان ملت ايران مي‌نشينيم كه بيش از هر زمان به راه، منش و سيره آن حضرت، نياز بيشتري را احساس مي كنيم، چرا كه ياد و نام و راه آن پير سفركرده ماية بصيرت، وحدت، مقاومت، عزتمندي، آرامش و تصلاي قلوب دل هاي آزاده و منتظران ظهور منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) است.
در اين بيانيه همچنين با اشاره به رويداد مهم و تاريخي حماسة 15 خرداد آمده است: 15 خرداد نماد خيزش روحانيت آگاه و انقلابي و مردم به ستوه آمده از ظلم رژيم ستم‌شاهي است كه با رهبري امام خميني‌(ره) توانستند پس از 15 سال مجاهدت و مبارزه به حيات ننگين استبداد خاتمه  دهند و نظام جمهوري اسلامي ايران را بنيان گذارند .
در بخش ديگري از اين بيانيه تاكيد شده است: تداوم راه امام خميني (ره) امروز در پيروي و تبعيت از وصي شايسته‌اش حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي مدظله‌العالي تجلي پيدا مي‌كند و رهبري شايسته و حكيمانه رهبر معظم انقلاب اسلامي در 22 سال گذشته تداوم‌بخش راه و سيرة آن بزرگوار است.
در پايان اين بيانيه با سلام و درود به ارواح طيبة و ملكوتي امام راحل و عظيم‌الشأن، اعلام شده كاركنان وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح همگام با مردم ولايي و هميشه در صحنه ايران اسلامي با حضور گسترده حماسي خود در مراسم بزرگداشت بيست و دومين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني (ره) كه در مرقد شريف آن حضرت برگزار مي‌شود و اقامة نماز جمعه به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي يكبار ديگر با آرمانهاي ملكوتي امام راحل عظيم‌الشأن و رهبر معظم انقلاب اسلامي تجديدميثاق مي‌كنند.

 

سیره عملی امام خمینی به روایت تصویر

...با عرض سلام خدمت دوستان خوبم...

 

 

برای دانلود کتاب کلیک کنید...

نکته:نگران نباشبد،کتاب به نسخه فارسی است.

امیدوارم که از این مجموعه بتونید بهره کافی ببرید...

 

امام خمینی(ره) از نگاه 4 کارگردان مطرح سینما

امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب علاوه بر اینکه در بین مردم از محبوبیت زیادی برخوردار بودند در بین هنرمندان به خصوص سینماگران نیز افراد بسیاری وجود داشته و دارند که همواره در صحبتهای خود نسبت به امام خمینی (ره) علاقه بسیاری نشان داده اند.

به گزارش جهان داریوش مهرجویی کارگردان مطرح و پیش کسوت سینمای ایران یکی از این هنرمندان است. آقای مهرجویی که فیلم "گاو" او مورد توجه امام قرار گفته بود بارها در صحبتهای خود از امام خمینی تمجید کرده است.

مهرجویی: حرفهای امام برای سینما تعیین کننده بود...

مهرجویی سالها قبل در پاسخ به سوالي درباره دليل توجه « امام خميني» به فيلم« گاو» گفته است: درشرايط اوايل انقلاب سينما موضوع ملعوني بود و مردم تمام سينماها را آتش مي‌زدند. چون مي‌گفتند سينما محل ترويج فساد است. به همين دليل توليد فيلم به صفر رسيد و سينماها تعطيل شد.

وي ادامه داده بود: دراين وضعيت تلويزيون به طوراتفاقي « گاو» را نشان داد و مرحوم امام(ره) اين فيلم را مشاهده كردند و در نطقي گفتند: “ما نمي‌گوييم سينما اساسا بد است. نظير فيلم « گاو» مي‌تواند فيلم فرهنگي و آموزنده‌اي باشد و فكر و روح بيننده را تعالي دهد.” اين حرف امام براي سينماي ايران بسيار تعيين كننده بود.

امام خط مشی سینما را مشخص کرد...

آقای مهرجویی در گفت وگوی دیگری درباره امام خمینی (ره )می گوید :نه تنها نظر من، بلكه نظر تمامي مورخين اين است كه حضرت امام خميني(ره)، خطي مشي سينماي ايران را مشخص كرد كه چه‌گونه باشد، ايشان دليل وجودي سينما را مشخص كرد كه عامل تعيين‌كننده مهمي بود. در آن زمان، همه مانده بودند كه چه كار كنند.

كارگردان فيلم گاو درادامه به موضوع جالبی اشاره کرده وگفته بود :ما در نوفل‌لوشاتو با حضرت امام(ره) آشنا بوديم و در آن جا با ايشان و تمام خانواده‌اش مصاحبه كرده بوديم و ايشان با نام من آشنا بود.

میر کریمی: هنوز به خوبی با ابعاد شخصیتی امام آشنا نشده ایم...

رضا میرکریمی دیگر کارگردان مطرح سینمای ایران است که در سالهای اخیر به تمجید از امام خمینی (ره)پرداخته است . آقای میر کریمی دراین باره گفته که براي به تصوير كشيدن همه ي ابعاد شخصيتي حضرت امام (ره) نيازمند زماني هستيم كه با گذشت آن، آثار حركت حضرت امام در نقاط مختلف دنيا بيشتر مشهود شود تا بتوانيم قضاوت درستي درباره ي تاثيرات ايشان داشته باشيم.

به گفته :رضا ميركريمي، ما خودمان به عنوان كساني كه در دوره حضرت امام حضور داشتيم و ايشان رادرك كرديم هنوز به خوبي با ابعاد شخصييتي آن بزرگ مرد آشنا نيستيم که البته تلاش‌هاي خوبي براي به تصوير كشيدن زندگي حضرت امام شده كه از جمله آنها مي‌توان به كار زيباي آقاي مجتبي راعي (صنوبر) اشاره كرد.

 

 

 

امام مردی آرام شجاع و بی تکلف...

رضا ميرکريمي، حضرت امام (ره) را شخصيتي فرهنگي می داند كه توانست ادبيات سياسي دنيا را به نفع مستضعفين تغيير دهد و در دوره‌اي كه ويروس نا اميدي و تسليم در برابر زور، تمدن بشري را بيمار كرده بود ظهور مردي آرام، بي‌تكلف، شجاع واميدوار مسير تاريخ را عوض كرد.

حضرت امام بدون هيچ تجربه حكومتداري تنها با خلوص، ايمان وارتقاء باور ديني مردم توانست نظامي را پايه‌ريزي كند كه درسهمگين‌ترين مسائل تاريخي استوار نشان داد.

شايد تاکنون برخي بوده اند که گمان داشته اند كلام ساده امام نشان از عدم تسلط ايشان بر ديپلماسي رايج در جهان بود و راز موفقيت ايشان در تحريك اعتقادات ديني هواداران فراوان خود خلاصه مي‌شود و... ولي آيندگان بي‌غرض، قضاوتي عادلانه درباره او و نهضت بي‌نظيري كه در جهان بر پا كرد خواهند داشت.

به اعتقاد سازنده فيلم "خيلي دور خيلي نزديك": در زمان جنگ كه تهديدي جدي براي كشور فراهم شد تنها عاملي كه رمز موفقيت ما در آن برهه بود جريان فرهنگي مبتني بر باورهاي ديني بود كه توسط امام(ره) تزريق مي‌شد.

در دوره‌اي كه حتي رسانه‌هاي ما قدرت همراهي لازم را با انقلاب نداشتند حضرت امام (ره) به تنهايي به اندازه يک رسانه ي بزرگ فرهنگي بودند كه تمامي جبهه‌ها را تغذيه مي‌كردند.

راعی: تاریخ معاصر را بدون امام نمی توان نوشت...

مجتبی راعی نیز در سالهای اخیر اعتقادداشته که وقتي آدمي جزء تاريخ يك كشور مي‌شود، هر كس با هر نوع تفكري كه آن تاريخ را بنويسد، نمي‌تواند از كنار آن آدم رد شود.تاريخ معاصر ايران را هيچ كس بدون امام خميني(ره) نمي‌تواند بنويسد.

از نظر آقای راعی نسل او در اوج جواني با ظهور اين انسان مواجه شد و قطعا در شخصيت همه‌ي آدمهای این نسل تأثير گذاشت.راعی زمانی درمصاحبه ای دراین باره گفته بود : يادم هست زماني كه امام از دنيا رفتند، همه‌ي قشرها و تيپ‌هاي مختلف اجتماعي براي تشييع ايشان حضور داشتند و طبيعي است كه نسل امروز ما هم مي‌خواهد درباره‌ي امام بيشتر بداند.

به اعتقاد کارگردان "عصرروز دهم" می توان از امام خميني (س) به عنوان يك قهرمان ملي نيز ياد ‌كرد و به گفته وی راز قدرت امام در زمان حياتشان و پس از آن، جا داشتن در قلب‌هاي مردم بود. امام به سربلندي ايران فكر كرد و اگر از امام فقط يك شخصيتي مذهبي جداي از ملي بودن بسازيم به ايشان جفا كرده‌ايم.

  از نظر کار گردان فیلم "تولد یک پروانه" اگر همچنين وقتي ايشان را متعلق به يك جناح خاص كرديم نيز، بر امام جفا كرده‌ايم، چون هيچ گروه يا جناحي نتوانسته امام را به نفع خودش مصادره كند.

خاطره ای از رسول صدر عاملی...

اما رسول صدر عاملی که در زمان انقلاب به عنوان خبر نگار حضور بسیاری در وقایع داشت زمانی در گفت وگویی خاطرات جالبی را از امام تعریف کرده است.

 صدر عاملی در یکی از خاطرات خود گفته است در زمان انقلاب، به عنوان یک خبرنگار ایرانی این افتخار نصیبم شده بود که گزارش کامل اما خلاصه همه اخبار رسانه ها را در مدتی حدود ده دقیقه به اطلاع امام برسانم.

در صف هشتم نماز نشسته بودیم که نا گهان امام فریاد زد یک نفر آن در را باز کند، شگفت زده شدیم ما که نزدیک در بودیم صدای در را نشنیده بودیم. یک دختر بچه سه ساله فرانسوی از همسایگان نوفل لوشاتو آمده بود و چون دستش به زنگ نرسیده بود در حال یخ زدن بود.

 

اس ام اس ویژه رحلت امام خمینی

 

 

 

یارب  قـوام راه خمیــنـی مـدام بــاد  / جـاویـد رهــبـر ره و خــط  قـیام  باد

هجرامام؛ جان ودل از مومنین شکسـت /  بـرجـان آن شکسته دلان صد سلام باد

 

 

می فروشی گفت: کالایم می است

رونق بازار من ساز و نی است

من خمینی دوست دارم چون که او

هم خم است و هم می است و هم نی است

 

 

در فراقت دیده‏ای بی نم نبود / با بهاران بازگرد ای جان جان

تا تو بودی رخنه‏ای بر غم نبود / رحلت امام خمینی تسلیت باد . . .

 

 

اماما حرمت ایران تو بودی / تمام روح این سامان تو بودی

ز چشمم سیل اشک سرخ جاری است / دلم سرشار از ابر بهاری است . . .

 

 

ای امام ای خفته در دامان خاک / ای به هجرت، سینه ما – چاک چاک

جرعه نوش چشمهایت بوده‏ایم / آری آری مبتلایت بوده‏ایم . . .

 

 

 ناگاه با عروج تو چون روبرو شدیم / در انزوای تلخ غریبی فرو شدیم

دنبال تو تمام زمان را ورق زدیم / با دستهای خالی خود روبرو شدیم . . .

 

 

 تا تو بودی رخنه‏ای برغم نبود / زخم دل را حاجت مرهم نبود

با زلالی‏هایت ای تفسیر عشق / عشق‏ورزی سخت بر آدم نبود

 رحلت امام خمینی بر عاشقانش تسلیت باد

 

 

اماما از فراغت جان ما سوخت

ز سوز درد و داغت جان ما سوخت

 

 

با یاد تو ای امام، کاری داریم / گهگاه، شب جمعه، بهشت زهرا

با تربت پاک تو، قراری داریم

 

زندگی نامه امام خمینی

زندگینامه امام خمینی از ولادت تا رحلت

Image

او وارث سجایای آباء و اجدادی بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت مردم وكسب مـعارف الهی كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـی مرحوم آیه الـله سید مصطفی مـوسـوی از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـی میرزای شیـرازی (رض)، پـس از آنكه سالیانـی چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـی را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادی آنان در امـور دینـی بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمی گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت ندای حق طلبـی پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراك وی را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـرای اجرای حكـم الهی قصاص به .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجرای عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.
بدیـن ترتیب امام خـمیـنی از اوان كـودكی با رنج یـتیـمی آشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وی دوران كـودكـی و نـوجـوانی را تحت سرپرستی مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـاری ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـویی شجاع و حقجـو بـود سپری كرد اما در سـن 15 سالگی از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.


هجرت به قـم، تحصیل دروس تكمیلی وتدریس علوم اسلامی

اندكـی پـس از هجرت آیه الله العظمـی حاج شیخ عبد الكریـم حایری یزدی ـ رحـمه الله علیه ـ ( نـوروز 1300 هـجـری شمسـی، مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـری قمـری ) امام خمینی نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلی علوم حـوزوی را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـی كرد. كه مـی تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانی و بیان ) نزد مرحوم آقا میـرزا محمـد علـی ادیب تهرانـی و تكمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله سید محمد تقـی خـوانساری، و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سیـد عـلی یثربی كاشانی و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله العظمی حاج شیخ عبدالكریـم حایری یزدی ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام برد .

پـس از رحلت آیه الله العظمـی حـایـری یزدی تلاش امـام خمینـی به همراه جمعی دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسیـد و آیه الله العظمـی(رض) به عنـوان زعیـم حـوزه عـلمیـه عازم قـــم گـردیـد. در این زمان، امام خمینـی به عـنـوان یـكـی از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءی در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته می شد . حضرت امام طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دوره فقه، اصـول، فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامی در فیضیه، مسجـد اعظم، مسجـد محمـدیه، مـدرسه حـاج ملاصـادق، مسجد سلماسی، و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجـد شیخ اعطـم انصــــاری (ره) معارف اهل بیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود كه بـرای نخـستیـن بار .مبانـی نظری حكـومت اسلامـی را در سلسله درسهای ولایت فـقیه بازگـو نمود.


امـام خمینـی در سنگـر مبـارزه و قیــام

روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادی و تربیت و محیط خانـوادگی و شرایط سیـاسی و اجـتماعی طـول دوران زندگی آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـی آغـاز و سیـر تكاملی آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحی و عـلمی ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـی و اجتماعی ایـران و جـوامع اسـلامـی از سـوی دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجرای انجمـنهای ایالـتی و ولایـتی فرصـتـی پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفای نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسری روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـی برجستـه یعنی رهـبری واحد امام خمیـنی و اسلامـی بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـای قیام، سرآغـازی شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامی در جهان شناخـتـه و معرفـی شـد امام خمیـنـی خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیكه نـوجـوانی 12 ساله بـوده چنین یاد مـی كند : مـن هـر دو جـنـگ بیـن المللـی را یادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه می رفـتـم و سربازهای شـوروی را در هـمان مركزی كه ما داشـتیـم در خـمیـن، مـن آنجا آنهـا را می دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع می شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایی دیگر با یاد آوری اسامی بـرخی از خوانیـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزی بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم می پرداختند می فـرماید : مـن از بچگی در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـی هـا بـودیـم، مـورد هـجـوم رجـبعلیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالی كه تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود، بـچـه بودم، دور ایـن سنگـرهایی كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها می خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند، آنجا می رفـتیــم سنگرها را سركشـی می كردیـم كـودتای رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـی كه بنابر گـواهـی اسـناد و مدارك تاریخـی و غیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـی شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودی حكـومت مـلوك الطـوایـفـی خـوانیـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیكتاتـوری پدید آورد كه در سایـه آن هـزار فامیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوی به تنهایی عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید .

در چنینـی شرایطـی روحانیت ایران كه پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگنای هجـوم بی وقـفـه دولتهـای وقت و عـمال انگلیسی از یكـسو و دشمـنیهای غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوی دیگر قـرار داشت برای دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تكاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمی حاج شیخ عـبدالـكریـم حایری بـه دعـوت علمای وقت قـم از اراك به ایـن شهـر هجرت كرد واندكـی پـس از آن امـام خـمیـنی كه با بـهـره گیری از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتی و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ك با سـرعـت طی كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشاركـتی فعال داشت.
زمان چندانـی نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلای برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.

پـس از رحلت آیـه اللـه العظمی حایری ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید می كرد. عـلمای مـتـعهـد به چاره جویی برخاستند. مدت هشت سال سرپرستی حـوزه علمیـه قـم را آیات عـظـام :
سید محمد حجت، سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـی خـوانساری -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان، شرایط برای تحقق مرجعیت عظمی فراهـم گردید. آیه الله العظمی بروجردی شخصیت علمی برجسته ای بـود كـه مـی تـوانست جانشین مناسبـی برای مـرحوم حایری و حفـظ كیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوی شاگردان آیـه الـلـه حایری و از جمله امام خـمیـنـی به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردی برای هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.

امام خمینـی كه با دقـت شـرایط سیاسـی جامعه و وضعیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر كتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه های وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانی همچون آیـه الـلـه مـدرس تكـمیل می كرد دریافـته بـود كه تـنها نقـطـه امیـد بـه رهـایـی و نجات از شـرایط ذلت باری كه پـس از شكست مشروطیت و بخصـوص پـس از روی كار آوردن رضا خان پدید آمده است، بیداری حوزه های عـلمیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوی مـردم بـا روحـانیت مـی بـاشـد.

امام خمینی در تعقیب هدفهای ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكاری آیـه الـلـه مـرتضـی حایـری تهیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردی ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوی شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .
اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لایحه انجـمـنـهای ایالتی و ولایتی كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن، سوگـند به قرآن كریـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كاندیـداها تغییر مـی یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب كـابیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادی انتخابات زنان پـوششـی برای مخفی نگـه داشـتـن هـدفـهای دیگر بـود.

حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقیـقا بـه منظور قانـونـی كـردن حضـور عناصر بهایـی در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نیـز اشاره شد پـشتیـبـانی شـاه از رژیـم صهیـونیـستـی در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائیل شرط حمایـتهای آمـریـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پیـروان مـسـلك استعـمـاری بهـائیت در قـوای سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـی بخشید. امام خمیـنـی به هـمراه عـلمای بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعی رژیـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه های علمیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجی از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـای امام خمیـنـی به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یكـی از ایـن تلگرافها آمده بـود :
اینجانب مجددا به شما نصیحت می كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـی گردن نهید واز عواقب وخیـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علمای ملت و زعمای مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نیـنـدازید و الا علمای اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـودداری نخـواهنـد كـرد .

بدیـن ترتیـب ماجرای انجـمنهای ایـالـتی و ولایـتـی تجربـه ای پیروز و گرانقدر برای ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود كـه طی آن ویـژگیـهـای شخصیتـی را شناخـتـنـد كه از هر جهـت برای رهـبـری امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـرای انجـمـنها، فـشـار آمریكـا بـرای انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـری شمسی اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینی بار دیگـر مراجع و عـلمـای قـم را بـه نـشـست و چاره جویی دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینی عیـد باسـتانـی نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفیـد شاه بـه انقـلاب سیـاه تعـبیـر و هـمـسـویـی شـاه بـا اهـداف آمریكا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوی دیگـر، شـاه در مـورد آمادگی جامـعـه ایـران بـرای انجام اصلاحات آمـریكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما برای وی بسیار گران میآمد .

امام خمیـنی در اجـتماع مردم، بی پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـی جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یاد مـی كـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـی خـوانـد. او در سـخـنـرانی خـود در روز دوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـكـوت عـلمای قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامی در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهی بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستی یعنی غارتگری منـتـشر ساخت .
راز تاءثیر شگـفت پیـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبیـنـش كه تا مرز جانـبازی پیـش مـی رفت را بایـد در هـمیـناصـالت انـدیشه، صلابت رای و صـداقت بـی شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .

سال 1342 با تحریـم مراسـم عیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریكـا اصـرار مـی ورزیـد و امام خـمیـنی بر آگاه كردن مردم و قیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهای آمـریكـا و خیـانـتهای شاه پـافـشـاری داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـی حكیـم از نجف طـی تلگـرافـهـایی بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد كـه همگـی به طـور دسـتـه جمـعی به نجف هجرت كنند. این پیشنهاد برای حفـظ جان عـلما و كیان حـوزه ها مطرح شده بود.

حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها، پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمی حكیـم را ارسال نمـوده و در آن تاكیـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعی علما و خالـی كـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـی در پیامـی( بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فیـضیـه بـر همـراهـی عـلما و مـلت ایران در رویارویـی سـران ممـالك اسلامـی و دول عربـی بـا اسـرائیل غاصب تـاكید ورزید وپیمانهای شـاه و اسـرائیل را محكـوم كرد .


قیام 15 خرداد

ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسید. امام خمینی از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریك مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .
امام خمینی در عـصـر عاشـورای سال 1383 هجری قمـی( 13 خرداد 1342شمسی ) در مـدرسه فیضیـه نطق تاریخـی خـویـش را كه آغازی بر قیام 15 خرداد بود ایراد كرد .
در همیـن سخنرانی بـود كه امام خمیـنی بـا صدای بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـی كنـم، ای آقای شـاه ! ای جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت می كـنم دسـت بـردار از این كارها، آقا اغـفـال می كنند تو را. مـن میل ندارم كـه یـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروی، همه شكر كـنند ... اگر دیكـته می دهند دسـتت و می گـویند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن .... نصیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بیـن شـاه و اسرائیل چیست كه سازمان امنیت مـی گـوید از اسرائیـل حرف نزنیـد ... مگر شاه اسـرائیلـی است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قیـام را صادر كـرد. نخست جمع زیادی از یاران امام خمینـی در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوی اعـزامـی از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ایشان را در حالیكه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـی كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیری رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـی مشـابه قـم پـدید آورد .

نزدیكترین ندیم همیشگی شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیری تجربیات و همكاری زبـده ترین ماموریـن سیاسی و امـنیـتی آمریكا برای سركـوب قیام و هـمچنیـن از سراسیمگـی شاه و دربـار وامرای ارتـش وساواك در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضیح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر می كردند .
امام خمینـی، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـی در پـادگـان نظامـی عشـرت آبـاد منتقل شـد .
با دستگیری رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیام ظاهرا سركوب شد. امـام خمینی در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنكه هیـئـت حاكمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غیر قـانـونـی وفـاقـد صلاحیت مـی داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلی، امام خمینی آزاد و به قـم منتقل مـی شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانی سراسر شهر را فرا مـی گیرد وجشنهای باشكـوهی در مـدرسه فیـضیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـی شـود . اولیـن سالگـرد قیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرك امام خمیـنـی و دیگر مراجع تقلید و بیانیه های جداگانه حـوزه های علمیه گرامـی داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزای عمـومـی معرفـی شـد.

امـام خمینـی در هـمیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بیانیـه ای انقلابـی صادر كرد و درآن نـوشـت : دنیا بـدانـد كه هر گرفـتاری ای كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـی مـی كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـی دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگری امام علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـی دوبـاره قرار داد .
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهای مـسلح اعـزامی از تـهـران، مـنزل امام خمیـنی در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـی بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهای امـنیـتی مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یك فـرونـد هـواپیـمای نظامی كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتی و نظامی بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.

علیرغم فضای خفقان موجی از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلی طولانی مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهای بیـن المللـی و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركیه یازده ماه به درازا كشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـی سابقه ای بقایای مقاومت را در ایران در هـم شكـست و در غیاب امام خمینی به سرعت دست به اصلاحات آمریكا پـسند زد. اقـامت اجباریدر تـركیـه فـرصتـی مغـتـنـم بـرای امـام بـود تاتـدویـن كتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز كند.


تبعیـد امـام خمینـی از تـركیه به عراق

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـی از تركیه به تبعیدگاه دوم، كشـور عراق اعزام شدند . امام خمینی پس از ورود بـه بـغداد بـرای زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــای كاظمیـن، سامـرا و كـربلا شتـافت ویك هـفـته بعد بـه محل اصلـی اقـامت خـود یعنـی نجف عزیمت كرد.
دوران اقامت طـولانـی و 13 ساله امام خمینی در نجف در شرایطی آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدودیـتهای مستقیـم در حـد ایـران و تـركیه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و كارشكـنیها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رویارو بـلكه از ناحیه روحانی نمایان و دنیا خـواهان مخفی شده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود كه امام با هـمـه صـبر و بـردباری معروفـش بارها از سخـتی شرایط مبارزه در ایـن سالها بـه تلخی تمام یاد كرده است. ولی هیچیـك از ایـن مصـائب و دشـواریها نـتـوانـست او را از مـسیــری كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد .

امام خمینی سلسله درسهای خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهای عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصاری (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت . حوزه درسی ایشان به عنـوان یكی از برجسته تریـن حوزه های درسی نجف از لحـاظ كیفیت و كمیت شـاگـردان شنـاخته شـد .
امام خمینـی از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیكـهایی بـه ایران، ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـی بـه پـایـداری در پیگیـری اهـداف قیام 15 خـرداد فـرا می خواند .
امام خمینی در تمام دوران پـس از تـبـعید، علیرغـم دشواریهای پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـكـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـای خـویـش امیـد به پیـروزی را در دلها زنـده نگـاه می داشت .
امام خمینی در گفتگـویی با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههای خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح كرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشی از وجـوه شـرعی زكات بـه مجـاهـدان فلسطینـی فتـوا داد .

اوایل سال 1348 اختلافات بیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـی دو كشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادی از ایـرانیان مقیـم این كشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج كرد. حزب بـعث بـسیار كوشید تا از دشمـنی امام خمیـنی با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد .
چهار سال تـدریس، تلاش و روشنگری امام خمیـنـی تـوانسته بـود تا حـدودی فضای حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـك در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل كشور مخاطبین زیادی در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـی بـودنـد كه نهـضت امام خمینی را الگـوی خویـش می دانستند .
امـام خمینـی و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )

نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـی عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیاری از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینی طـی تلگرافی به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـی از پیـامـدهـای هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـی بـود. فریادهای درود بر خمینـی ومـرگ بر سلسله پهلـوی به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـای چـریكـی متلاشـی شـده وشخصیتهای مذهی و سیاسی مبارز گرفـتار زندانهای رژیم بودند .

شاه در ادامه سیاستهای مذهـب ستیز خود در اسفنـد 1354 وقیحـانه تاریخ رسمـی كشـور را از مـبداء هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبداء سلطنت شاهان هخامنشی تغییر داد. امام خمینی در واكنیشی سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـی پایـه شاهنشاهـی داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبداء موهـوم تاریخی هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوی مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـی برای رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357 ناگزیـر از عقـب نشینـی و لغو تـاریخ شاهنشاهی شد .


اوجگیری انقلاب اسلامی در سال 1356 و قیام مـردم

امام خمینـی كه بـه دقت تحـولات جاری جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـرداری را كـرد. او در مرداد 1356 طـی پیامی اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلی و خارجی و انعـكاس جنایات رژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجی فرصتی است كه باید مجامع علمی و فـرهـنگی و رجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهای اسلامی در هر جایـی درنگ از آن استفاده كنند و بی پرده بپا خیزند .
شهادت آیه الله حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان 1356 و مراسم پر شكـوهـی كه در ایران برگزار شـد نقـطـه آغازی بـر خیزش دوباره حـوزه های علمیه و قیام جامعه مذهـبی ایران بـود. امام خمینی در همان زمان به گـونه ای شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفیـه الهی نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله ای تـوهیـن آمیـز عـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـن مـقـاله، بـه قیام 19 دی مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طی آن جمعی از طلاب انقلابـی به خـاك و خـون كشیـده شـدند . شاه علیـرغم دست زدن به كشتارهای جمعی نتـوانست شعله های افروخته شده را خاموش كند .
او بسیج نطـامـی و جهاد مسلحـانه عمـومـی را بـعنــــوان تنها راه باقیمانـده در شرایط دست زدن آمریكا بـه كـودتای نظامـی ارزیـابـی می كرد .


هجرت امام خمینی از عراق به پاریس

در دیدار وزرای خارجه ایران و عراق در نیـویـورك تصـمیـم به اخراج امام خمینـی از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـوای بعثـی محاصره گردیـدانعكاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر كشـورها مـواجه شـد .
روز 12 مهر ،امام خمینی نجف را به قصد مرز كـویت ترك گـفـت. دولت كویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن كـشـور جلوگیـری كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـی ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز 14 مهـر ایشان وارد پاریس شدند .
و دو روز بعد در منزل یكی از ایرانیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. ماءمـوریـن كاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـی بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالیـت سیاسـی بـه امام ابلاغ كـردنـد. ایـشـان نیز در واكـنـشــی تنـد تصـریح كـرده بـود كه ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعای دمكراسی است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد كشیـد .
امام خمیـنی در دیـماه 57 شـورای انقلاب را تكشیل داد. شاه نیز پـس از تشكیل شـورای سلطـنـت و اخـذ رای اعـتـماد بـرای كـابینه بختیار در روز 26 دیـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایران پیجید و مردم در خیابانها به جشـن و پایكـوبی پرداختند.


بازگشت امام خمینی به ایران پس از 14 سال تبعیـد

اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه می شنید اشك شوق فرو می ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامی بر قرار بود. اما امام خمینی تصمیـم خویـش را گرفته و طی پیامـهـایی به مردم ایران گـفـته بـود می خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتیار با هماهنگی ژنرال هایزر فـرودگـاههای كشـور را به روی پـروازهـای خـارجی بست.
دولت بختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـی بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دوری از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـی سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظیـم و غیـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاریهای غربـی نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد كردند .


رحلت امام خمینی؛ وصال یار، فراق یاران

امام خمینی هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـی بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـرای تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزی می كرد كه تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتی خـم نشده ، و چشـمانش جز برای او گریه نكرده بـود . سروده های عارفانه اش همه حاكی از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـرای او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـرای پیروانـش ، فـرا مـی رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلی آرام و قلبـی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوی جایگاه ابــدی سفر می كنـم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمن و رحیـم می خـواهـم كه عذرم را در كوتاهی خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كه عذرم را در كـوتاهی ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند .
شگفت آنكه امام خمینـی در یكـی از غزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است:

سالها می گذرد حادثه ها می آید انتظار فرج از نیمه خرداد كشم
ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـی از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـی ای كه تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهای بیماری و جریان عمل و لحظه لقای حق ضبط شده است. وقتی كه گوشه هایـی از حالات معنوی و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایی در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست . لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرین شب زندگی و در حالی كه چند عمل جراحی سخت و طولانی درسن 87 سالگی تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهای مباركـش وصل بـود نافله شب می خـواند و قـرآن تلاوت مـی كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشی ملكـوتـی داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـی كـرد و بـا چنیـن حــالتی بـود كه روحـش به ملكـوت اعلی پرواز كرد . وقتی كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـی زلزله ای عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـی كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـی آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـی قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.

مـردم ایـران و مسلمانان انقلابی ، حق داشتـند اینـچنیـن ضجه كـنند و صحنه هایی پدید آورند كه در تاریخ نمونه ای بـدیـن حجم و عظـمت برای آن سراغ نداریـم. آنان كسـی را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهای غارتگران آمریكایی و غربـی را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احیاء كـرده بــود ، مسلمیـن را عــزت بـخـشیـده بـــود ، جمهـوری اسلامـی را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روی همـه قـدرتهای جهـنمـی و شیـطانـی دنیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازی و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـی و خارجـی مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعی را فـرمانـدهـی كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـی قـرار داشت كه آشكارا از سـوی هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـی شـد . مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـی خـود و منادی اسلام راستیـن را از دست داده بـودند .

شایـد كسانـی كه قـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهای مـراسـم تودیع و تشییع و خاكسپاری پیكر مطهر امام خمینـی مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگینـی ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایی كه یكـی پـس از دیـگری از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روی دسـتها در امـواج جمعیت به سـوی درمانگاهها روانه می شـدند را در فیلمها و عكسها ببیننـد ، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند .
امـا آنـانكه عشـق را مـی شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد ، مشكلـی نـخواهند داشت . حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینی بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایی در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه :
عشق به خمینـی عشق به همه خوبیهاست .
روز چهاردهم 1368 ، مجلس خبرگان رهـبـر تشكیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینی تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه ای كه دو ساعت و نیـم طـول كشید ، بحث و تبـادل نظر برای تعییـن جانشینـی امام خمینـی و رهبر انقلاب اسلامـی آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه ای ( رئیـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمینـی ـ سلام الله علیه ـ و از چهره های درخشـان انقلاب اسلامـی و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازی كرده بود ، به اتفاق آرا برای ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد . سالها بـود كه غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام ماءیـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را می دادند .
اما هـوشمندی ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهای ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمینـی در پهـنه ای وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود . مگر اندیشه و خـوبی و معنویت و حقیقت می میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 میلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانی كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلای بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـرای آخـریـن بـار با پیكر مطهر مـردی كه بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و كرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار كرده و در دنیا نهـضتـی از خـدا خواهی و باز گشت به فطرت انسانی آغاز كرده بود ، وداع كنند.

هیچ اثری از تشریـفات بـی روح مـرسـوم در مراسـم رسمی نبـود . همه چیز، بسیجی و مردمی وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالای بـلنـدی و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینی می درخشید . هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه می كرد و اشك مـی ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههای منتهی به مصلـی مملـو از جمیعت سیاهپوش بود .
پـرچمهای عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آوای قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـی رسیـد . شـب كـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـی كه امـام افـروخـته است ، در بیابـان مصلـی و تپه هـای اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـای داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلندای نـورانـی دوخته شـده بود .

فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساس یتیمی مـی كـردنـد و بــر سـر و سینه مـی زدنـد فـضا را عـاشـورایـی كرده بـود . بـاور اینـكـه دیـگر صدای دلنشیـن امام خمینـی را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رسانیدند . در نخستنی ساعت بامداد شانزده خــرداد ، میـلـونهـا تـن به امامت آیت الله العظمـی گلپایگانی(ره) با چشمانی اشكبار برپیكر امام نماز گذاردند .
انبـوهی جمعیت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمینی به كشـور در 12 بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیكر امام ، از شگفـتیهای تـاریخ اسـت . خـبرگـزاریهای رسمـی جهـانـی جمعیت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالی بـود كه طی دوران 11 سـاله حكومت امام خمینی بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـی و شرقی در دشمنی با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشكلات فـراوانـی را تحـمـل كرده و عزیزان بی شماری را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـی بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهی امام خمینی به ایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگی مقصـود و ارزشمندی وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت ، طـی اطلاعیه های مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . برای مسئولیـن تـردیـدی نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام كـه از شهـرهای دور راهـی تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـواری انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـی از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـی نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـداری و نهضتـی دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر .


زندگی امام به روایت امام

متن زیر فرازهائی از زندگی حضرت امام خمینی - سلام الله علیه - است كه پس از توضیحات معظم له، فرزند گرامی ایشان حضرت حجت ‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی نوشته و سپس حضرت امام آن را اصلاح نموده است:

( بسمه تعالی )

به حسب شناسنامه شماره : 2744 تولد: 1279 شمسی در خمین، اما در واقع 20 جمادی‏الثانی 1320 هجری قمری مطابق اول مهر 1281 شمسی است. (18 جمادی‏الثانی 1320 مطابق 30 شهریور 1281 صحیح است)

نام خانوادگی: مصطفوی; پدر: آقا مصطفی; مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقامیرزا احمد مجتهد خوانساری الاصل و خمینی المسكن)

صدور در گلپایگان به وسیله صفری‏نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان در خمین در مكتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیل شروع و نزد مرحوم آقاشیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخار العلماء) درسهای ابتدایی سپسدر خلال آن نزد مرحوم حاج میرزا محمد مهدی (دایی) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقای نجفی خمینی منطق شروع و نزد حضرت‏عالی (×) ظاهرا (سیوطی و شرح باب حادی عشر و) منطق و مسلما در مطول مقداری. در ادراك كه سنه 1339 قمری برای تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد علی بروجردی مطول و نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی منطق و نزد مرحوم آقا عباس اراكی شرح لمعه پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آیت ‏الله حاج شیخ عبدالكریم - رحمة الله علیه - (ظاهرا هجرت ایشان رجب 1340 قمری بود) هجرت آیت‏الله حائری به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسی است) تتمه مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانی موسوم به آقا میرزا محمد علی و سطوح را نزد مرحوم آقای حاج سید محمد تقی خوانساری مقداری و بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید علی یثربی كاشانی تا آخر سطوح و با ایشان به درس خارج مرحوم آیت ‏الله حائری (حاج شیخ عبدالكریم) می‏رفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینی و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقامیرزا علی اكبر یزدی. و عمده استفاده در علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقای آقامیرزا محمد علی شاه‏آبادی بوده است پس از فوت مرحوم آقای حائری با عده ‏ای از رفقا بحث داشتیم تا آنكه مر حوم آقای بروجردی - رحمة‏الله - به قم آمدند برای ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقای بروجردی عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود پس از آمدن ایشان به تقاضای آقایان؛ مثل مرحوم آقای مطهری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم كه تاكنون ادامه دارد. نام عیال اینجانب خدیجه ثقفی معروف به قدس ایران، متولد 1292 شمسی، صبیه حضرت آقای حاج میرزا محمد ثقفی طهرانی.

تاریخ ازدواج: 1308; فرزند اول: مصطفی، متولد: 1309 شمسی; 3 دختر در قید حیات با یك پسر، احمد متولد: 1324; دختران به ترتیب سن: صدیقه، فریده، فهیمه، سعیده و بعد از احمد، لطیفه; آخرین فرزند در حیات احمد...